خوشا به حال كلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را
براي اين همه نا باور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص كند ماهي زلال پرست
رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند
به پاي هرزه علفهاي باغ كال پرست
هنوزهم زنده ام و زنده بودنم خاريست
به تنگ چشمي نامردم زوال پرست
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
پيام هم حالش خوبه و به همه ي دوستان سلام ميرسونه
بدرود
طوطي است اين كه ز منقار شكر مـــــــي ريزد؟!
شكر افشان كندم كاش، سپس بـگريزد
شاه نظمست مگر او، كه خرد شعــــــــــرش را
ميزند بوسه و چون حلقه به گوش آويزد؟!
اين چه شعرست، كه از چشمه ي آبستن طبع
ميكند جاري و در بحر ورق مي ريـــــزد؟!
مگذر اينگونه شكر ريز ، زسوداگه قــــــــــــــــند
ز حسد قند فروش آيد و خـــــــونت ريزد
عمده بفروش و مكن خرد، شكــــــــــــردانت را
خـرده در مور و مگس وسوسه مي انگيزد
با حضور تو هــــــرآنكس به غزل دستي داشت
گــــيج بودم، ز سرودن ز چه مي پرهيزد!
گرچه در شعر و سخن حـــــل مسائل مي كرد
باز در مـــــــــــكتب اشعار تو در جا ميزد
طبع آبستنم از بستر مـــــــــــــــــنظومه ي تو
دوش با درد تو فارغ شد و فـــــــــرياديزد:
شرر شعر تو ، ((ناري))، بود از شور ((پيام))
ور نه از آتش خاموش چه بر مــي خيزد؟!
.................................................
دانلود مستقيم اين موزيك در لينك زير..............................................................................
از سروده هام رو در این پست بگذارم...
*********
آن مه که به حسن روی خود می نازد
بر عاشق بینوا چه خوش می تازد
گو تکیه مکن به این و آن کاندر گور
مورت به حساب کار می پردازد
..........................
در بازی دهر بی کمالان بردند
تاریکدلان و بد سگالان بردند
سودایی معرفت به سودی نرسید
انگور رسیده را شغالان بردند
........................
می خندی و میزنی دو صد بانگ سرور
من نیز ز شادی تو هستم مسرور
ما در تب وصل هم در آتش واندور
موران به امید هر دومان اندر گور
.........................
عشقست که می کند ز اندامم پوست
یار است که هرچه می رود بر من از اوست
جور است که می کنی دمادم با من
خون است که می چکد ز دستت ای دوست
............................................................................................


